از حادثه جهان زاينده مترسوز هرچه رسد چو نيست پاينده مترساين يکدم عمر را غنيمت میداناز رفته مينديش وز آينده مترسمولانا.Link to artist's webpage. آرام، آهسته، پیوسته.امسال باید آگاه باشم که از این سه صفتِ در کنارِهم بسیار شایسته به هیچ وجه تخطی نکنم.همه در حال دوییدن هستن گویا،ولی من میخوام سرعت کم کنم....و ما توفیقی الا بالله (اینو دیشب یاد گرفتم )خدایا ببینم چقدر آرامش و وقار سرازیر میکنی به وجودِ من و تک تکِ اعمال و رفتار و وجنات و سکناتم؛ چون زور زدن من کافی نیست.
برچسب:
نویسنده: مهتاب صفری
برچسب:
نویسنده: مهتاب صفری
"روییدن وظیفه ایست که بهار بر شانه هایم گذاشته؛جوانه زدن و شکفتن و گل دادن شغل من است.هزاران درخت بی برگ و بار دارم که باید شکوفه بارانشان کنم.".-عرفان نظرآهاری..فشار از درون،فشار از بیرون،و فرصتِ بودنی که هی کم و کمتر میشهو نگرانی از اینکه آیا به هرچیزی که باید، به اندازه توجه و رسیدگی میکنم؟.اگه همین الآن مرگ بیاد جلوم بگه: "وقتِ رفتنته"، چیکار کنم؟؟من کلی کارِ نکرده دارم،کلی کارِ نکرده یِ درونی؛از شکستن و خراب کردن، تا دوباره ساختن و کاشتن و رشد دادن........."هر یک از ما دوان دوان از زمان خارج میشویم. مقدار آینده ای که پیشِ رو دارم تا از آن لذت ببرم، پیوسته کوچک و کوچکتر میشود."-کتاب وزن چیزها
برچسب:
نویسنده: مهتاب صفری